تبليغاتX
رسن

رسن

فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی منهای سیاست

+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مهدی چاه شوری  | 

پارسال بود که تصمیم به راه اندازی وبلاگ رسن گرفتم . شاید می خواستم حرفهای در گوشی ام را دیگران بخوانند !! دغدغه های رسن فرهنگ جامعه بوده و هست .در سالروز معلم کارم را شروع کردم و یک سال از موضوع می گذرد . در گیرو دار تورم ۲ رقمی مملکت و زندگی ماشینی ، کلیک در فضای مجازی رنگ و رویی دیگر داشت و دارد . نوشتم و نظر دادند و من هم بیشتر یاد گرفتم . حالا در یک سالگی وبلاگم قصد دارم نظرات خوب شما را دوباره در مورد یک سال مطالب گذشته ام ، بخوانم . خوشحال می شوم باز من رادر این مهم یاری فرمایید . قرار بر آن گذاشتم تا به بهترین نقد وبلاگم جایزه ای بدهم . نظری که  فکر ،  دید و  وبلاگ مرا جلایی نو دهد منتظر نظرات شما در مورد مطالب وبلاگ یکساله رسن هستم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط مهدی چاه شوری  | 


حرف های در گوشی
بابا ول کن این شغل رو ...؟؟!  رشته شما چیه  آقا ؟  مهندسی شیمی  گرایش گاز . ببین الان توی عسلویه  یک میلیون تومان حقوق می دهند ! شما الان باید اونجا باشید نه اینجا توی مدرسه با حقوق  سیصد هزار تومان ...  اونجا ....   
بدو ورودم به آموزش و پرورش بود و اینها گوشه ای از سخنان معلمانی بود که سالها من شاگردشان بودم .  شرکت نفت و حقوق های بالا شاید اولین موردی بود که ذهن هر نفر را به خود مشغول می کرد آنقدر که  دوری از خانواده ، بدی آب و هوا ، دوری از امکانات زندگی ، اقماری بودن و.... در نظر هیچ کس نمی آمد . اما با ورود به نفت  و تمام شدن کلاس های آموزشی در نقاط خوش آب و هوا و در نهایت اعزام به مناطق عملیاتی بد آب و هوا، شرایط را به گونه دیگری رقم می خورد ، تا آنجا که علی دوست دوران تحصیلم دنبال راه دررویی از بیابان های نفت و گاز زده است  ؟!!. از آنطرف دوستان نفتی آنقدر از مشکلاتشان گفتند و اینکه خوش به حال من که سه ماه تعطیلی ، باران وبرف و امتحان و... و از این ور شنیدن معلمان قدیمی که از پول کلان نفتی می گفتند ؟؟!  اما هر دو طرف بی خبر از هم ؟!! و شاید هم با خبر ؟؟!!
سال آموزشی 86-87 نیز کم کم رخت بر می ببند و میرود تا سال بعد . مهر امسال  قرار شد تا پرونده اضافه کاری ها به طریقی جداگانه نوشته شود . مدیریت منعمی در سال مهر 85 به گونه ای آغاز شد که  مدارس شروع شده بود و برنامه مدیران قبلی خواسته و ناخواسته  در حال انجام بود . سال جدید آموزشی فرصتی بود تا برنامه های جدید اجرا شوند . قرار شد حق التدریس ( یا همان اضافه کار ) با طرحی جدید ، به گونه ای تقسیم شود تا از خوان اضافه کاربه همه یکسان برسد و از سوی دیگر خود آموزش متوسطه اضافه ها را مشخص کند نه مدیران مدرسه و هزینه هم طبق معمول کمتر شوند .  به طبع گذر از یک رویه قدیمی و جا افتاده  به یک رویه جدید کمی ( بخوانید زیاد؟! چرا که همیشه سیستم های مدیریتی و اجتماعی با تغییرات میانه خوبی ندارند و شاید هم تغییرات با آن ؟؟!) مشکل ساز شد . طرح جدید انجام شد و اما در این میان مشکل تامین اعتبار که حسن  عباسی  از  تناژ 11 میلیارد آن در بدو ورود صحبت می کرد ، ماجرا را  طور دیگری رغم  زد .  تعویق و عدم پرداخت حق التدریس ماجرا  تا جایی پیش برد که معلمان در مدارس به سر کلاس نرفتند و در رایزنی با با رییس سازمان قرار هایی  بر پرداخت داده شد تا اینکه خبر از چک 5/5 میلیاردی رسید . اما روی دیگر سکه را می توان در یکی بودن حقوق مستخدم مدرسه ما با  معلم فوق لیسانس 20 سال سابق کار دید!! ( البته مستخدم دو سه اداره که من دیدم وضعشان خوب بود؟!! ). در این میان نظام پرداخت هماهنگ حقوق ، (که مجلس 7  بر روی آن خیلی مانور داد)قوز بالا قوز است . باید پذیرفت که  حقوق معلمان با توجه به حجم کار و ...بسیار ناچیز است . در حالی که در ادارات و سازمانهای دیگر کارمندان را با ایتم های مالی ساپورت می کنند در آموزش و پرورش هنوز حق مسکن به معلمان پرداخت نمی شود ؟؟! تورم دو رقمی و مشکلات معیشتی فشار زیادی را بر گرده جامعه به خصوص قشر فرهنگیان  جامعه تحمیل می کند و باید حتما در این مورد چاره ای اندیشه شود چرا که روی آوردن به شغل دوم و دور شدن از فضای مطالعه و تحقیق حتما بر کیفیت آموزشی ما تاثیر خواهد منفی بر جای خواهد گذاشت و این هم اتفاق افتاده است ؟!! امتحانات 
 قرار بر این شد تا دو هفته امتحان  دی ماه 86  کنسل شود و به جای آن معلمان در یک دوره امتحاناتی را اخذ کنند و نمره ای را رد کنند . عقیده بر این بود که بهترین فصل سال در بوشهر همین دی ماه است و بهتر است در این مدت دانش آموزان از فضای تحصیل دور نشوند . اما این طرح مخالفان خاص خود را داشت که از هدر وقت دانش آموز و فرسودگی او از امتحانات مدت دار ، عدم تکیه دانش آموز بر این شیوه و..... سخن می گفتند . طرح دو طرفه شد تا حرف دو طرف درگیر ،ماجرا بر کرسی نشانده شود ، به این صورت که امتحان دورس عمومی  و اختصاصی در دو بازه انجام شود و در میان حق تقدم با امتحانات دروس عمومی  . آنچه نتیجه شد این بود که دقیقا امتحانات 2 هفته ای در فصل خوب سال به 6 هفته امتحان  تبدیل شد !! عملا در هنگام شروع درس دانش آموزان از امتحان فلان درس در ساعت بعد می گفتند بدون اینکه شما بدانید. در 6 هفته کلاس درس  تعطیل و دانش آموزان درس امتحان فردا را می خوانند !!  امتحانات در نظام آموزشی ما تنها مبنای سنجش است و این خود معایبی را به دنبال دارد . خرداد ماه نیز دوباره امتحان درس شیمی ۲ با  تغییر دوباره به 20 خرداد ماه موکول شد . جالب اینکه در تقویم  دقیقا روزهای تعطیل رسمی مشخص شده است و اینکه امتحان به بین روزهای تعطیل رسمی حواله داده می شود جای بسی تعجب است ؟!!  تنظیم برنامه امتحانی بر گرده بخش امتحانات ، بوده که در سال آموزشی گذشته ، متوسطه این مهم را به انجام رساند که  نتیجه نیز معلوم شد؟!! .   سازمان عباسی  و سازمان حاجی زاده
عباسی در حالی بعد از بازنشستگی سکان سازمان آموزش و پرورش را به دست گرفت که به قول او 5/11 میلیارد بدهی میراث قبل به او رسیده بود . دراین میان  معلمان بر این عقیده بودن که کم کاری از اوست و حتی در جلسات متعدد این مهم را به گوش او رسانده و از خواهان رفع معضل  و یا سرانجام ترک پست شدند . اما عباسی با تغییر وزیر و اتمام ماموریتش چندان به فکر نیاز نداشت که بماند او بالاخره در حالی  این پست را تحویل جانشین خویش داد که از مصاحبه با مطبوعات محلی و ذکر بی محتوایی آنها نسبت به 50 سال قبل سخن گفت! !. در این میان باید پرسید کسی که 18 سال سابقه مدیریت در مهمترین مرکز آموزشی استان  را داشته چرا در بالابردن محتوای مطبوعات این دیار نقشی  نداشته و اگر داشته چرا مطبوعات اینچنین بی محتوایی( به قول عباسی ) پا به عرصه وجود گذاشته اند ؟؟!! عباسی با کم کردن وزن و درد اعضاء و جوارحش (به خاطر دوندگی زیاد در 3 ماه گذشته ) در حالی سکان سازمان را به دیگری سپرد که خلاقیت و نوآوری در امور آموزشی و تربیتی  در این سازمان محلی از اعراب ندارد . آنچه مهم جلوه می نمایید بدنه آموزشی نیاز به یک برنامه ریزی  مدون و گسترده در سطح کلان و خرد دارد . چرا که اگر داشت شاید لازم نبود، حسن عباسی در 3 ماه آخر راه تهران را در پیش گیرد تا از حقوق معلمان دفاع کند؟!! . آیا حاجی زاده خواهد توانست بر این بی برنامگی  غلبه کند و یا اینکه باید  بنشنیم در خرداد 88 از کمر درد و پا درد او بشنویم ؟؟ گذر زمان  ثابت خواهد کرد . خواهیم دید !!
 هزینه یا سرمایه
عادت داریم  نتیجه تمام رنج و زحمت خویش را در یک  روز ببینیم و این با پیشرفت دانش  فرمتها،  ام پی  4  شده و دلمان می خواهد یک ساعت و یا 1 دقیقه دیگر تمام خوبی دنیا یهو خراب شوند روی سر مان و آنوقت از شادی بپریم سقف آسمان را کپ بزنیم !!؟
آموزش نیز از این مورد بی بهره نیست  هنوز بدهی ها وجود دارد و این در وزارت خانه ای اتفاق می افتد در ماراتن علم و دانش در جهان کنونی نقش اول را بر عهده دارد !!  آنچه مهم جلوه می کند دید کلی جامعه ( که دید دولت نیز آز آن ناشی می شود ) در مورد آموزش به گونه ای است آموزش هزینه است . در حالی که در جوامع پیشرفته و.. این مهم ، سرمایه است . با این تفصیل و بدهی و بار مالی ( مدیران به کلمه بسیار عادت دارند )  در سال آینده تحصیلی ، معلمان باید بار زیادی را بابت کاهش اضافه تدریس و کلاسهای شلوغ تحمل کنندو در این میان کیفیت آموزش تنها  کالای کساد بازار است . .  شاید زمانی به ان برسیم  که  نیروی انسانی آموزش دیده  در هر جامعی بسیار ارزشمند و برای هر کاری در این دنیای فانی سرمایه ای لازم است و آموزش بیشتر!!

سهام  عدالت
فرمی که سال 85 پر شده بود . حالا به صورت یک پرینت کامپیوتری با امضاء رییس سازمان مالیاتی استان در آمده و رسید به دست ما ؟! لیست مدارک لازم شامل کپی و اصل هم ضمیمه بود تا برویم در یک اتاق 9 متری با انبوهی از مراجعه کننده از شهرستانهای اطراف ، تکلیف سهام را نهایی کنیم . همکاران در اعتراضی به  مدیریت شهرستان و گفتگو با فرماندار آخر سر، از اتاق تنگ و ترش پشت اداره کشاورزی  به سینما کانون  مدیریت آموزش و پرورش  منتقل و از علافی و ایستادن در گرمای نجات یافتند . سئوال اول : نمی شد از قبل یک جای مناسب در سازمان عریض و طویل آموزش و پرورش با داشتن اینهمه مدرسه و... برای این مهم در نظر گرفت ؟!!   سئوال دوم : در  هفته معلم که همه از مقام والای معلم دم می زنیم ، حفظ کرامت و شان معلم را اینگونه پاسخ می دهیم ! سئوال سوم :  برای واگذاری و خرید  سهام  باید  شرکت واگذار کننده سهام ، تراز شرکت مالی ، تعداد سهم و... مشخص باشد در این برگه هیچ چیز مشخص نیست که سهام متعلق به کدام شرکت و با چه پیشینه است . راستی معلمان سهام دار کدام شرکت هستند ؟
سئوال چهارم نحوه پرداخت سود سهام به چه صورت است ؟ و سئوال...
من که برگه دعوت نامه را فعلا کنار دیگر مدارک سجلی ام در چمدان پارک کرده ام تا ببینم ،چه می شود  اما راستی گنچشک توی دست بهتر از  باز تو هواست ؟!!

بعد التحریر

خواستم از این موضوع بگذرم . اما نشد. دبیر خوب  دینی مدرسه از دو مراسم گفت و درسی دیگر ؟!! بختیاری آزاد مدیر کل دوره خاتمی سازمان پدر و مادر خویش را از دست داد. پدر در دوران مدید کلی او فوت شدند . هنگام مراسم مسجد پر بود از آدم و دیوار مسجد پر بود از پارچه های سیاه رنگ تسلیت همه مردم شهر !! مادر شهید بختیاری فوت شد اما در دورانی که پسر ایشان دیگر مدیر کل نبودند. نتیجه مسجد خلوت ، بدون نوشتن یک اعلامیه ساده کامپیوتری و یک پارچه از سازمان آموزش و پرورش بوشهر ؟؟!  دوریی و دروغ بد معضلی است !! بیخود نیست که سالها قبل قبل کورش کبیر از خداوند خواست این مملکت را از دروغ و خشکسالی محافظت کند ! و بعد از اسلام نیز  حدیث و آیه بسیار  داریم  . راستی ما چگونه مردمی هستیم ؟؟ یاد شعر فروغ افتادم و باز دلم گرفت :
 پرنده مردنی است
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط مهدی چاه شوری  | 

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط مهدی چاه شوری  | 

آدرس وب شخصی من :

www.chahshoori.ir

با تشکر از دوست خوبم محمد فیروزفر :

www.firoozfar.ir

+ نوشته شده در  شنبه 3 فروردین1387ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط مهدی چاه شوری  |